تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
نزديك شد و بر بساط قرب او گام گذاشت، كه بسيارى از فاصلهها و حجابها برچيده شد، مقامى كه حتى «جبرئيل امين»، يعنى مقربترين فرشته الهى، از وصول به آن عاجز بود.
روشن است، تعبيراتى مانند «فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»، همه به صورت كنايه و بيان شدت قرب است، و گرنه او با بندگانش فاصله مكانى ندارد، تا با «قوس» و «ذراع» سنجيده شود، و نيز منظور از «رؤيت» در اين آيات، رؤيت با چشم نيست، بلكه همان شهود باطنى است.
در بحثهاى گذشته در تفسير «لقاء اللَّه» (ملاقات پروردگار) كه در آيات مختلف قرآن به عنوان يكى از مشخصات روز قيامت كراراً روى آن تكيه شده است، گفتهايم كه اين ملاقات نيز- بر خلاف آنچه بعضى از كوتهفكران پنداشتهاند- ملاقات حسى و مشاهده مادى نيست، بلكه يك نوع شهود باطنى است، هر چند در مراحل پائينتر است، و هرگز به مرحله شهود اولياء و انبياء نمىرسد، تا چه رسد به مرحله شهود كامل پيامبر صلى الله عليه و آله در ليله معراج.
با توجه به اين توضيح، اشكالاتى كه پيرامون اين تفسير به نظر مىرسد برطرف خواهد شد، و اگر پارهاى از خلاف ظاهرها، به حكم تنگى بيان و الفاظ ما از شرح اين مسائل ماوراء مادى در كار باشد، در برابر اشكالاتى كه بر تفسير اول است، ناچيز به نظر مىرسد.
با لحاظ آنچه گفته شد، مجدداً مرورى بر آيات مورد بحث مىكنيم، و مضمون آيات را از اين ديدگاه بررسى مىنمائيم:
طبق اين تفسير، قرآن نزول وحى را بر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين شرح مىدهد:
خداوند «شديد القوى» و پر قدرت او را تعليم فرمود، در حالى كه او به صورت