تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
در روايات اهل سنت نيز در روايتى در تفسير «درّ المنثور» همين معنى از «ابن عباس» به دو طريق نقل شده است. «١»
مجموع اين قرائن، سبب مىشود، تفسير دوم را كه مىگويد: منظور از «شديد القوى» خداوند است، و نزديك شدن پيامبر صلى الله عليه و آله نيز نسبت به ذات پاك او بوده است، برگزينيم.
به نظر مىرسد، چيزى كه سبب شده غالب مفسران از اين تفسير روى برتابند، و به سراغ تفسير اول بروند، اين است كه اين تفسير بوى تجسم خداوند و وجود مكان براى او مىدهد، در حالى كه مسلم است او نه مكانى دارد و نه جسمى: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ: «چشمها او را نمىبيند، و او همه چشمها را مىبيند» «٢» أَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ: «به هر سو نگاه كنيد خداوند آنجا است» «٣» وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ: «هر كجا باشيد او با شماست». «٤»
و نيز، شايد مجموع اين مسائل، سبب شده كه بعضى از مفسران از تفسير اين آيات اظهار عجز و ناتوانى كنند، و بگويند: اين از اسرار غيب است كه از همه ما پوشيده و پنهان است!
مىگويند: از يكى از دانشمندان، تفسير اين آيات را پرسيدند، گفت: جائى كه جبرئيل ناتوان گردد، من كيم كه قادر بر درك اين معنى باشم!. «٥»
ولى با توجه به اين كه قرآن كتاب هدايت است، و براى تفكر و تدبر و تذكر انسانها نازل شده، قبول اين معنى نيز مشكل است كه آياتى از جانب خداوند نازل شده باشد كه كسى را توان فهم آن نباشد.
اما اگر آيات را به معنى دوم، يعنى يك نوع شهود و قرب خاص معنوى