تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
«و در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود، به بندهاش وحى نمود»! «فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى».
***
«قلب پيامبر صلى الله عليه و آله در آنچه ديد، صادق بود، و هرگز دروغ نمىگفت»! «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى».
***
«آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) مىبيند، مجادله مىكنيد، و باور نداريد»؟ «أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى».
در تفسير اين آيات، دو نظريه مختلف وجود دارد كه يكى مشهور، و ديگرى غير مشهور است، ولى قبلًا لازم است مفردات و بعضى از لغات آيه معنى شود، سپس به بيان اين دو عقيده بپردازيم.
«مِرَّة» به طورى كه بسيارى از ارباب لغت و مفسران نوشتهاند، به معنى «تابيده شده» است، و از آنجا كه هر قدر طناب بهتر تابيده شود، محكمتر است، اين كلمه در معنى قدرت و توانائى و استحكام مادى يا معنوى به كار مىرود، و بعضى آن را از «مرور» به معنى «عبور» دانستهاند، ولى اين سخن با آنچه اهل لغت نوشتهاند چندان سازگار نيست.
«تَدَلىَّ» از ماده «تدلى» (بر وزن تجلِّى)، به گفته «راغب» در «مفردات»، به معنى نزديك شدن است، بنابراين تأكيدى است براى جمله «دنى» كه قبل از آن آمده، و هر دو به يك معنى است، در حالى كه بعضى ميان اين دو تفاوت قائل شدهاند، و گفتهاند «تدلى» به معنى وابستگى و تعلق و آويزان شدن است، همچون وابستگى ميوه به درخت، لذا به ميوههائى كه از درخت آويزان است