تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
يُنْصَرُونَ».
آرى، «هر كس مىميرد قيامت صغراى او بر پا مىشود» (مَنْ ماتَ قامَتْ قِيامَتُهُ)، و سرآغازى است براى پاداش و كيفرها، كه بخشى جنبه برزخى دارد، و بخش ديگرى در قيامت كبرى، يعنى قيامت عمومى انسانها دامانشان را مىگيرد، و در هيچ يك از اين دو مرحله، نه چارهجوئىها مؤثر است، و نه در برابر اراده الهى يار و ياورى وجود دارد.
***
بعد مىافزايد: «آنها تصور نكنند كه فقط عذاب برزخ و قيامت در كار است، بلكه، براى كسانى كه ظلم و ستم كردهاند و كفر و شرك ورزيدهاند، مجازاتى نيز قبل از آن در همين دنيا وجود دارد، هر چند اكثر آنها نمىدانند» «وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ».
آرى، آنها در همين دنيا بايد در انتظار عذابهائى، همچون عذابهاى اقوام پيشين باشند، مانند صاعقهها، زلزلهها، سنگهاى آسمانى و خشكسالى و قحطى، و يا كشته شدن به دست تواناى رزمندگان سپاه توحيد، همان گونه كه در جنگ «بدر» نسبت به گروهى از سران شرك، اتفاق افتاد، مگر اين كه بيدار شوند و توبه كنند، و به سوى خدا باز آيند.
البته، گروهى از آنها گرفتار قحطى و خشكسالى گشتند، و گروهى- چنان كه گفتيم- در غزوه «بدر» كشته شدند، ولى گروه عظيمى نيز توبه كردند و ايمان آوردند، و در صف مسلمانان راستين قرار گرفتند، و خداوند آنان را مشمول عفو خود قرار داد. «١»