تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
اين معنى بارها در قرآن مجيد- نه تنها در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه درباره بسيارى از پيامبران- تكرار شده است، كه يكى از نخستين سخنان انبياء اين بود كه مىگفتند: «ما از شما هيچ گونه اجر و پاداشى در برابر ابلاغ دعوت الهى مطالبه نمىكنيم»، تا هم بىنظرى آنها ثابت شود، و هم بهانهاى براى بهانهجويان باقى نماند.
***
دگر بار آنها را مورد سؤال قرار داده، مىگويد: «آيا اسرار غيب نزد آنهاست، و از روى آن مىنويسند»؟ «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ».
اينها ادعا مىكنند: پيامبر، شاعرى است كه در انتظار مرگ او و از هم پاشيدن شيرازه زندگى او هستيم، و با مرگش همه چيز پايان مىگيرد و دعوتش به بوته فراموشى سپرده مىشود (چنان كه در چند آيه قبل از قول مشركان آمده بود) «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ».
آنها از كجا مىدانند كه بعد از وفات پيامبر زندهاند؟ اين غيب را چه كسى به آنها گفته؟
اين احتمال نيز وجود دارد كه قرآن مىگويد: اگر شما مدعى هستيد كه بر اسرار غيب آگاهيد، و احكام الهى را مىدانيد، و از قرآن و آئين «محمّد» صلى الله عليه و آله بىنياز هستيد، اين يك دروغ بزرگ است. «١»
***
سپس، به بيان احتمال ديگرى پرداخته، مىگويد: «اگر هيچ يك از اين امور در كار نيست، اما طرحهاى شيطانى ريختهاند تا پيامبر را از ميان بردارند، يا با