تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
معنى است، هر چند رسم الخط مشهور قرآن با «صاد» مىباشد).
***
مسلم است، نه منكران نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و مشركان عصر جاهليت، و نه غير آنها، مدعى هيچ يك از امور پنجگانه فوق نبودند، لذا در آيه بعد، به مرحله ديگرى پرداخته، مىگويد: «آيا آنها مدعى هستند وحى بر آنها نازل مىشود، يا نردبانى دارند كه به وسيله آن به آسمان صعود كنند، و اسرار وحى را بدين وسيله مىشنوند»؟! «أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ».
و از آنجا كه ممكن بود آنها مدعى آگاهى از اسرار آسمان شوند، قرآن بلافاصله از آنها مطالبه دليل كرده، مىگويد: «هر كس كه از آنها چنين ادعائى دارد، و مىگويد: اسرار الهى را از طريق صعود به آسمان مىشنوم، دليل روشنى بر اين ادعا اقامه كند» «فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ».
مسلماً اگر چنين ادعائى داشتند از حدود حرف تجاوز نمىكرد، و هرگز دليلى بر اين مطلب نداشتند. «١»
***
آن گاه مىافزايد: آيا اين نسبت ناروا را كه به فرشتگان مىدهند و مىگويند آنها دختران خدا هستند، قابل قبول است؟ «آيا سهم خدا دختران، و براى شما پسران است»؟! «أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ».
اشاره به اين كه، يكى از اعتقادات و افكار باطل آنها اين بود كه از دختران به شدت تنفر داشتند، و اگر با خبر مىشدند كه همسرشان دخترى آورده، چهره