تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
تا هر كس را بخواهند «نعمت نبوت و علم و دانش» يا ارزاق ديگر بخشند، و از هر كس بخواهند دريغ دارند.
«يا اين كه امر تدبير عالم به آنها واگذار شده است، و بر همه سلطه و سيطره دارند»؟! «أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ».
آنها هرگز نمىتوانند ادعا كنند كه خزينهدار پروردگارند، و نه سلطهاى بر امر تدبير اين جهان دارند، چرا كه ضعف و زبونى آنها در برابر يك حادثه، يك بيمارى، و حتى يك حشره ناچيز، و همچنين نياز آنها به ابتدائىترين وسائل زندگى، بهترين دليل بر نفى اين قدرتها از آنهاست، تنها هواى نفس و جاهطلبى و خود خواهى و تعصب و لجاج است كه آنها را به انكار حقايق كشيده.
«مُصَيْطِرُونَ» اشاره به «ارباب انواع» است، كه جزء خرافات پيشينيان مىباشد، يعنى آيا آنها ارباب انواع هستند كه انواعى آفريده باشند؛ زيرا آنها معتقد بودند كه هر نوع از انواع موجودات جهان، اعم از انسان و انواع حيوانات و گياهان و غير آنها، داراى مدبر و مربى خاصى است كه آن را «ربّ النوع» آن مىناميدند، و خدا را «ربّ الارباب» خطاب مىكردند، اين عقيده شركآميز از نظر اسلام مردود است، و در آيات قرآن، تدبير همه جهان از آن خدا معرفى شده و او را «ربّ العالمين» مىخوانيم.
اين واژه در اصل از «سطر» گرفته شده كه به معنى صفوف كلمات به هنگام نوشتن است، و «مسيطر» به كسى مىگويند كه بر امرى تسلط داشته باشد، و به آن خط دهد، همان گونه كه نويسنده بر سطور كلام خويش تسلط دارد (بايد توجه داشت كه اين كلمه، هم با «صاد»، و هم با «سين» نوشته مىشود، و هر دو به يك