تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣
و به آنها گفته مىشود: «اين همان آتشى است كه آن را انكار مىكرديد»! «هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ».
***
و نيز به آنها گفته مىشود: «آيا اين سحر است؟ و يا شما نمىبينيد»؟ «أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لاتُبْصِرُونَ».
شما پيوسته در دنيا مىگفتيد: آنچه محمّد صلى الله عليه و آله آورده، «سحر» است، او از طريق ساحرى، پرده بر چشمهاى ما افكنده تا حقايق را نبينيم، عقل ما را مىربايد، امورى را به نام «معجزه»، به ما معرفى مىكند، و سخنانى را به عنوان «وحى الهى» براى ما مىخواند، اما اينها همه بىاساس است، و چيزى جز «سحر» نيست.
لذا، روز قيامت به عنوان سرزنش و توبيخ، به هنگامى كه آتش دوزخ را با چشم مىبينند، و حرارت آن را لمس مىكنند، به آنها گفته مىشود: «آيا اينها سحر است؟ آيا پرده بر چشم شما افكنده شده»؟!
***
همچنين به آنها گفته مىشود: «در اين آتش وارد شويد، و بسوزيد، مىخواهيد صبر و شكيبائى كنيد، يا بىتابى و جزع، براى شما تفاوتى نمىكند»! «اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لاتَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ».
«چرا كه جزاى شما فقط اعمال خودتان است» «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
آرى، اين اعمال خودتان است كه به سوى شما بازگشته، و پاپيچ شما شده است، بنابراين جزع و فزع، آه و ناله و بىتابى تأثيرى ندارد.
اين آيه، تأكيد مجددى است بر مسأله «تجسم اعمال» و بازگشت آن به