تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١
به هر حال، خداوند شهرهاى اين قوم آلوده را با زمين لرزهاى سخت و ويرانگر زير و رو كرد، سپس بارانى از سنگهاى آسمانى بر آنها فرو باريد كه اثرى از آنها نماند، حتى جسدهاى پليدشان زير آوارها و سنگهاى آسمانى مدفون گشت، تا عبرتى باشد براى آيندگان و براى همه افراد بى ايمان و مجرمان آلوده.
***
و لذا در آخرين آيه مورد بحث، مىافزايد: «در آن سرزمين نشانهاى روشن براى كسانى كه از عذاب دردناك مىترسند به جاى گذاشتيم» «وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ».
اين تعبير، به خوبى نشان مىدهد كه از اين آيات و نشانههاى خدا، تنها كسانى پند مىگيرند كه آمادگى پذيرش در وجودشان باشد، و احساس مسئوليت كنند.
***
نكته:
محل شهرهاى لوط كجا است؟
مسلم است كه ابراهيم عليه السلام بعد از مهاجرت از «عراق» و سرزمين «بابل»، به سوى «شامات» آمده، مىگويند: لوط عليه السلام نيز با او زندگى مىكرد، اما بعد از مدتى (براى دعوت به توحيد و مبارزه با فساد) به شهر «سدوم» رفت.
«سدوم» نام يكى از شهرها و آبادىهاى «قوم لوط» است كه در «شامات» (در كشور «اردن») در نزديكى «بحر الميت» واقع شده بود، سرزمين آباد و پر درخت و گياهى بود، اما بعد از نزول عذاب الهى بر اين قوم زشتكار و ننگين، شهرهاى آنها در هم كوبيده و زير و رو شد، چنان كه آنها را «مدائن مؤتفكات»