تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤
ديده نمىشود، و مسئول آبرسانى و تغذيه و تهويه «ده ميليون ميليارد» سلول تن انسان هستند، و حواس مختلفى مانند بينائى و شنوائى و حواس ديگر، هر كدام آيتى عظيم از آيات او است.
و از همه مهمتر، معماى «حيات» كه اسرار آن، همچنان ناشناخته مانده، و ساختمان روح و عقل انسان است كه عقول همه انسانها از درك آن عاجز است، و اينجا است كه انسان بىاختيار، لب به تسبيح و حمد و ثناى خدا مىگشايد و در پيشگاه عظمتش سر تعظيم فرود مىآورد، و به اين اشعار مترنم مىشود:
فِيْكَ يا أُعْجُوبَةَ الْكَوْنِ غَدَا الْفِكْرُ كَلِيْلًا
أَنْتَ حَيَّرْتَ ذَوِى الْلُّبِّ وَ بَلْبَلْتَ الْعُقُولا
كُلُّمْا أَقْدَمَ فِكْرِي فِيْكَ شِبْراً فَرَّ مِيْلا
ناكِصاً يَخْبِطُ فِي عَمْياءِ لايَهْدِي سَبِيْلًا
«در تو اى اعجوبه عالم هستى (اى خداى بزرگ) فكر خسته و وامانده شد»!
«تو صاحبان انديشه و مغز را حيران ساختهاى، و عقول را به هم ريختهاى»!
«هر زمان فكر من يك وجب به تو نزديك مىشود، يك ميل فرار مىكند» (و از عظمت ذاتت در وحشتى بزرگ فرو مىرود).
«آرى، به عقب برمىگردد، در تاريكى غرق مىشود، و راهى به جلو پيدا نمىكند»!. «١»
در حديث آمده است، پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ: «كسى كه خويش را بشناسد، خداى خويش را شناخته است». «٢»
آرى، «خودشناسى»، در تمام مراحل، راه «خداشناسى» است.