تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
از آب در مىآيد، اين واژه به معنى دروغ نيز به كار رفته است. به اين ترتيب «خَرَّاصُون»، كسانى هستند كه حرفهاى بىپايه و بىسر و ته مىزنند، و منظور در اينجا- به قرينه آيات بعد- آنهائى هستند كه: درباره قيامت با سخنان بىپايه و دور از منطق، قضاوت كنند.
ولى، به هر صورت، اين جمله، به صورت نفرين است بر آنها، نفرينى كه نشان مىدهد آنها موجوداتى هستند شايسته مرگ و نابودى، و آن چنانند كه «عدمشان به ز وجود».
بعضى نيز «قتل» را در اينجا به معنى لعن و طرد و محروميت از رحمت خدا، تفسير كردهاند.
و از اينجا مىتوان اين حكم كلى را نيز استفاده كرد، اصولًا قضاوتهائى كه مدرك روشنى ندارد و بر پايه حدس و تخمين و گمانهاى بىاساس است، كارى است گمراه كننده و مستحق نفرين و عذاب.
***
سپس، به معرفى اين «خَرّاصون» دروغگو پرداخته، مىافزايد: «آنها كسانى هستند كه در جهل و غفلت و بىخبرى فرو رفتهاند» «الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ».
«غَمْرَة» در اصل، به معنى آب فراوانى است كه محلى را بپوشاند، سپس به جهالت و نادانى عميقى كه كسى را فرا گيرد، اطلاق شده است.
«ساهُون» از ماده «سهو» به معنى هر گونه غفلت است، بعضى گفتهاند:
نخستين مرتبه جهل، «سهو و اشتباه» است، بعد از آن «غفلت»، و سپس «غمره» مىباشد.
بنابراين، آنها از مرحله سهو، شروع مىكنند، بعد به غفلت و بىخبرى