تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
سر باز مىزنند»، و گرنه دلائل زندگى بعد از مرگ، آشكار است «يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ».
بايد توجه داشت: تعبير آيه كلى و سربسته است، كه ترجمه تحت اللفظى آن چنين مىشود: «بازگردانده مىشوند از آن، آنها كه بازگردانده شدهاند».
زيرا «افْك» در اصل به معنى «منصرف ساختن و بازگرداندن از چيزى است»، لذا به «دروغ» كه جنبه انحرافى دارد «افك» گفته مىشود، همان گونه كه بادهاى مختلف را «مؤتفكات» مىگويند.
ولى، با توجه به اين كه، در آيات قبل سخن از رستاخيز در ميان بوده، معلوم است كه منظور اصلى، انحراف از اين عقيده است، و نيز از آنجا كه در آيه گذشته، سخن از گفتگوهاى ضد و نقيض كافران در ميان بود، معلوم مىشود منظور در اينجا كسانى است كه از منطق و دليل روشن، منحرف مىشوند.
بنابراين، مجموع آيه، چنين معنى مىدهد: «كسانى از ايمان به معاد منحرف مىشوند كه از مسير دليل عقل و منطق حقطلبى منحرف گشتهاند».
البته، مانعى ندارد كه منظور، انحراف از قبول هر گونه حق، اعم از قرآن و توحيد و نبوت پيامبر و معاد (و از جمله مسأله ولايت امامان معصوم عليهم السلام كه در بعضى از روايات وارد شده است) بوده باشد، اما به هر حال، مسأله قيامت كه موضوع اصلى است مسلماً در آن داخل است.
***
در آيه بعد، دروغگويان و دروغپردازان را شديداً مورد مذمت و تهديد قرار داده، مىگويد: «كشته شوند دروغگويان، و مرگ بر آنها»! «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ».
«خَرّاص» از ماده «خرص» (بر وزن درس)، در اصل به معنى هر سخنى است كه از روى گمان و تخمين گفته شود، و از آنجا كه چنين سخنانى غالباً دروغ