تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦
نقطه دور دست از جهان سخن مىگويد، همگى از نزديك بشنويم، گوئى در كنار دست ما نشسته و با ما سخن مىگويد، ولى آن روز بدون نياز به اين وسائل، همه صداى منادى حق را كه فرياد رستاخيز بر مىكشد، در نزديكى خود مىشنوند. «١»
به هر حال، اين صيحه، صيحه نخستين- كه براى پايان گرفتن جهان است- نيست، بلكه صيحه دوم، يعنى، همان صيحه قيام و حشر است، و در حقيقت، آيه دوم توضيح و تفسيرى است براى آيه اول مىگويد: آن روز كه صيحه را به حق مىشنوند، روز خروج از قبرها و از ميان خاكهاى زمين است.
***
و براى اين كه روشن شود، حاكم در اين دادگاه بزرگ كيست؟ مىافزايد:
«مائيم كه زنده مىكنيم و مىميرانيم، بازگشت مردم فقط به سوى ما است» «إِنَّا نحْنُ نُحْىِ وَ نُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ».
منظور از «احياء»، همان زنده كردن نخستين در دنيا است، و منظور از «ميراندن» در پايان عمر است، و جمله: «إِلَيْنَا الْمَصِيرُ» اشاره به زنده شدن در رستاخيز است.
در حقيقت، آيه اشاره به اين نكته مىكند: همان گونه كه مرگ و حيات نخستين به دست ما است، باز گرداندن به زندگى و قيام قيامت نيز به دست ما و به سوى ما است.
***