تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
آرامش دل، و يا اطمينان قلب تكيه شده است، هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ: «او كسى است كه آرامش را در دل مؤمنين نازل كرد»، «١» أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: «آگاه باشيد! ياد خدا مايه آرامش دلها است»، «٢» آرى، اين موجود نا آرام را، تنها ياد خدا آرامش مىبخشد.
«أَلْقَى السَّمْعَ» (گوش را افكند) كنايه از گوش دادن و نهايت دقت در استماع است، شبيه تعبيرى كه در فارسى داريم مىگوئيم: «گوش ما با شما است»، يعنى به خوبى به سخنانت گوش مىدهيم.
«شَهِيد» در اينجا به معنى كسى است كه حضور قلب دارد، و به اصطلاح، دلش در مجلس است، و با دقت مطالب را پىگيرى مىكند.
و به اين ترتيب، مجموع آيه، چنين معنى مىدهد: دو گروه مىتوانند از اين مواعظ پند و اندرز گيرند، نخست، آنها كه داراى ذكاوت و عقل و هوشند، و خود مستقلًا مىتوانند مسائل را تحليل كنند، و ديگر كسانى كه در اين حد نيستند، اما مىتوانند «مستمع» خوبى براى دانشمندان باشند، و با حضور قلب به سخنان آنها گوش فرا دهند، و حقايق را از طريق ارشاد و راهنمائى آنها فراگيرند.
شبيه اين سخن در آيه ١٠ سوره «ملك» نيز آمده است كه از قول دوزخيان چنين نقل مىكند:: لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ: «اگر ما گوش شنوا يا عقل و درك كافى داشتيم، هرگز در صف دوزخيان قرار نمىگرفتيم»؛ چرا كه نشانههاى راه حق آشكار است، آنها كه خود اهل تحقيقند آن را به خوبى در مىيابند، و آنها كه چنين نيستند، مىتوانند از طريق رهنمودهاى دانشمندان عادل و دلسوز، راه خود را بيابند، بنابراين، بايد انسان،