تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
گستردهاى دارد، و آنها و غير آنها را شامل مىشود.
جمله هَلْ مِن محِيصٍ: «آيا راه گريزى وجود دارد»؟ ممكن است از زبان اقوام پيشين باشد، كه به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب، اين مطلب را از هم سؤال مىكردند، و يا از سوى پروردگار نسبت به كفار لجوج معاصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، يعنى آيا اينها مىتوانند از سرنوشت دردناكى كه اقوام متمرد پيشين داشتند فرار كنند؟!
***
در آخرين آيه مورد بحث، براى تأكيد بيشتر مىافزايد: «قطعاً در سرگذشت پيشينيان تذكر و اندرزى است، براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش فرا دهد، و حاضر باشد»! «إِنَّ فى ذَلِك لَذِكرَى لِمَن كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شهِيدٌ».
منظور از «قلب» در اينجا و در ديگر آيات قرآن كه بحث از درك مسائل مىكند، همان «عقل» و شعور و ادراك است، در كتب لغت نيز يكى از معانى «قلب» همان «عقل» گفته شده، «راغب» در «مفردات»، قلب را در آيه مورد بحث، به علم و فهم تفسير كرده، در «لسان العرب» نيز مىخوانيم كه گاهى «قلب» به معنى عقل به كار مىرود. «١»
در حديثى از امام موسى بن جعفر عليه السلام نيز در تفسير همين آيه، آمده است:
«منظور از قلب، عقل است». «٢»
ريشه اين لغت (قلب)، در اصل به معنى تغيير و تحول و به اصطلاح قلب و انقلاب است، و از آنجا كه فكر و عقل انسان دائماً در حال دگرگونى است، به آن «قلب» گفته شده است، و به همين دليل در آيات قرآن روى مسأله سكينه و