تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
با توجه به اين كه: «صيغه مبالغه» است، نشان مىدهد كه بهشتيان پرهيزگارانى هستند كه هر عاملى بخواهد آنها را از اطاعت خدا دور سازد، فوراً متوجه مىشوند و به طاعت او باز مىگردند، و از تقصيرات و غفلتهاى خود توبه مىكنند تا به مقام «نفس مطمئنه» برسند.
«حفيظ» به معنى حافظ و نگاهدارنده است. آيا منظور حفظ عهد و پيمانهاى الهى است، كه از انسانها گرفته كه اطاعت او كنند و عبادت شيطان ننمايند. «١» و يا حفظ و قوانين و حدود الهى؟، و يا به خاطر سپردن گناهان و يادآورى آن براى توبه و جبران؟ يا همه اينها؟
با توجه به اين كه، اين حكم به صورت مطلق ذكر شده، تفسير اخير كه جامعيت دارد، مناسبتر به نظر مىرسد.
***
و در ادامه اين اوصاف، در آيه بعد به دو وصف ديگر آنها اشاره مىكند، كه در حقيقت توضيح و تفسيرى است براى اوصاف گذشته، مىفرمايد: «همان كسى كه از خداوند رحمان در نهان بترسد، و با قلبى توبه كار در محضر او حاضر شود» «مَّنْ خَشىَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَ جَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ».
تعبير به ترسيدن از خدا در نهان، اشاره به اين است كه آنها با اين كه خدا را هرگز با چشم نمىبينند، از لابلاى آثارش و از طريق استدلال و برهان به او ايمان مىآورند، ايمانى توأم با احساس مسئوليت كامل.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور، پنهان از چشم مردم است، آنها نه فقط در حضور جمع، كه در تنهائى و خلوت نيز مرتكب گناهى نمىشوند.
اين خوف و خشيت، سبب مىشود كه قلب آنها «منيب» باشد، دائماً متوجه