تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
ديگر اين كه: منظور از اين جمله طلب فزونى است، يعنى «آيا باز هم افراد ديگرى پيدا مىشوند كه به دوزخ بيايند»؟! و اصولًا طبيعت هر چيزى اين است كه همسنخ خود را دائماً جستجو كند، و هرگز سير نمىشود، نه بهشت از نيكوكاران، و نه دوزخ از بدكاران.
ولى، اين سؤال باقى مىماند: مفهوم اين سخن آن است كه دوزخ هنوز پر نشده، در حالى كه با آيه بالا (سوره «سجده»- آيه ١٣) كه مىگويد: «دوزخ را از جن و انس پر مىكنم» سازگار نيست.
اما بايد توجه داشت كه، طلب فزونى، دليل بر پر نشدن نمىباشد؛ زيرا:
اولًا- ممكن است ظرفى مثلًا پر از غذا باشد، باز هم كسى تمنا كند كه روى آن انباشته شود و متراكم گردد،
ثانياً- اين تقاضا ممكن است به معنى تقاضاى تضييق مكان بر دوزخيان و مجازات دردناكتر باشد، يا تمناى وسعت يافتن و سپس نفرات بيشترى را به خود پذيرفتن.
به هر حال، اين آيه، به خوبى نشان مىدهد كه دوزخيان بسيارند، و جهنم منظره هولناك و وحشتناكى دارد، تهديد الهى جدى، و به گونهاى است كه فكر درباره آن، لرزه بر اندام هر انسانى مىافكند، و هشدار مىدهد، نكند يكى از آن نفرات تو باشى! و همين انديشه مىتواند او را در برابر گناهان بزرگ و كوچك كنترل كند.
سؤال ديگر اين كه: چگونه دوزخ كه موجود فاقد شعورى است، مخاطب واقع مىشود و پاسخ مىگويد؟
براى اين سؤال سه جواب است:
نخست اين كه: اين يك نوع تشبيه و بيان زبان حال است، يعنى خداوند به