تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
«الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ».
آرى، «چنين كسى را در عذاب شديد بيفكنيد» «فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ».
در اين چند آيه، شش وصف براى اين گروه دوزخى بيان شده است، كه پنج وصف اول در حقيقت علت و معلول يكديگرند، و وصف ششم توضيحى است براى ريشه اصلى همه اين اوصاف، زيرا:
«كَفّار» به معنى كسى است كه بسيار در كفر اصرار مىورزد، و اين منتهى به عناد مىشود.
شخص معاند نيز اصرار بر منع خيرات دارد، و چنين كسى طبعاً متجاوز به حقوق ديگران و حدود الهى است.
افراد متجاوز اصرار دارند كه ديگران را نيز به شك و ترديد بيفكنند، و ايمان را از آنها سلب كنند.
به اين ترتيب، اوصاف پنجگانه «كفار»، «عنيد»، «مناع للخير»، «معتد» و «مريب» پيوند ناگسستنى با هم دارند، و لازم و ملزوم يكديگرند. «١»
در ششمين وصف، يعنى «الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ»، ريشه اصلى تمام اين انحرافات كه «شرك» است آمده؛ چرا كه با دقت روشن مىشود كه «شرك» عامل همه اين بدبختىها است.
***
آيه بعد، پرده از روى ماجراى ديگرى از سرنوشت اين گروه كافر لجوج بر مىدارد، و آن مخاصمه و جر و بحثى است كه با شيطان در قيامت دارند، آنها تمام گناهان خويش را به گردن شياطين اغواگر مىافكنند، ولى «شيطان قرين او