تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
كردند: اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله! دوست داريم حقيقت مرگ را براى ما شرح دهى، و بگوئى بيمار ما الان در چه حالى است؟
فرمود: «مرگ وسيله تصفيه است، كه مؤمنان را از گناه پاك مىكند، و آخرين ناراحتى اين عالم است، و كفاره آخرين گناهان آنها است، در حالى كه كافران را از نعمتهايشان جدا مىكند، و آخرين لذتى است كه به آنها مىرسد، و آخرين پاداش كار خوبى است كه احياناً انجام دادهاند، و اما اين شخص محتضر به كلى از گناهانش پاك شد، و از معاصى بيرون آمد، و خالص گشت، آن چنان كه لباس چركين با شستشو پاك مىشود، و او هم اكنون، شايستگى آن را پيدا كرده كه در سراى جاويد، معاشر ما اهلبيت باشد»!. «١»
***
٢- سكرات موت
در آيات فوق، سخن از «سكرات مرگ» بود، گفتيم «سكرات» جمع «سكرة» به معنى حالتى است شبيه مستى، كه بر اثر شدت حادثهاى دست مىدهد و انسان را سخت مضطرب مىسازد، ولى مستى نيست.
درست است كه مرگ براى مؤمنان، آغاز يك انتقال به جهانى وسيعتر، و مملو از مواهب الهى است، ولى با اين همه، اين حالت انتقالى براى هيچ انسانى آسان نيست؛ چرا كه «روح» ساليان دراز با اين تن خو گرفته، و پيوند داشته است.
لذا هنگامى كه از امام صادق عليه السلام سؤال مىكنند: چرا هنگامى كه روح از بدن خارج مىشود احساس ناراحتى مىكند فرمود: لِأَنَّهُ نَمى عَلَيْهَا الْبَدَنُ: «به خاطر