تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
گويا و نطق فصيح نيز «بُرّنده» اطلاق مىشود، و از اينجا روشن مىشود كه منظور از «بَصَر» در اينجا چشم ظاهر نيست، بلكه همان چشم عقل و دل است.
على عليه السلام درباره حجتهاى الهى در روى زمين چنين مىفرمايد: هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ: «علم و دانش، با حقيقت بصيرت، به آنها روى آورده، و روح يقين را لمس كردهاند، آنچه دنيا پرستان آن را مشكل مىشمرند، براى آنها آسان است، و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند، انس گرفتهاند، در اين دنيا با بدنهائى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوسته، آنها خلفاى الهى در زمينند و دعوت- كنندگان به آئين خدا»!. «١»
***
نكتهها:
١- حقيقت مرگ؟
غالباً تصور مىكنند، مرگ يك امر عدمى و به معنى فنا است، ولى اين برداشت، هرگز با آنچه در قرآن مجيد آمده، و دلائل عقلى به آن رهنمون مىشود، موافق نيست.
«مرگ»، از نظر قرآن، يك امر وجودى است، يك انتقال و عبور از جهانى به جهان ديگر است، و لذا در بسيارى از آيات قرآن از «مرگ» تعبير به «تَوَفِّى» شده كه به معنى باز گرفتن، و دريافت روح از تن، به وسيله فرشتگان است.
تعبير آيات فوق وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ: «شدائد مرگ، به حق به