تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
«شهيد»، عمل انسان است.
و نيز گفته شده: «سائق» فرشته است، و «شهيد» اعضاى تن انسان، و يا نامه اعمال او كه به گردنش آويخته مىشود.
اين احتمال نيز داده شده كه: «سائق» و «شهيد» يك فرشته بيش نيست، و عطف اين دو بر يكديگر، به خاطر مغايرت اين دو وصف است، يعنى فرشتهاى همراه او است كه هم او را به دادگاه الهى، سوق مىدهد، و هم گواه بر اعمال او است.
ولى، غالب اين تفسيرها خلاف ظاهر آيه است، و ظاهر آيه- چنان كه غالب مفسران نيز فهميدهاند- اين است كه دو فرشته با هر انسانى مىآيد يكى او را سوق مىدهد، و ديگرى گواه اعمال او است.
نا گفته پيداست: گواهى بعضى از فرشتگان، منافاتى با وجود گواهان ديگر، در صحنه قيامت ندارد، گواهانى همچون انبياء، اعضاى بدن، نامه اعمال و زمان و مكانى كه گناه در آنجا انجام گرفته است.
به هر حال، فرشته اول در حقيقت مانع از «فرار» است، و فرشته دوم مانع از «انكار»، و به اين ترتيب، هر انسانى در آن روز گرفتار اعمال خويش است، و راه گريزى از جزاء و كيفر آنها وجود ندارد.
***
در اينجا به مجرمان، يا به همه انسانها، خطاب مىشود: «تو از اين دادگاه بزرگ غافل بودى، و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملًا تيزبين است»! «لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ».
آرى، پردههاى جهان ماده: آمال و آرزوها، عشق و علاقه به دنيا، همسر و