تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩
نمىرسد.
در اين كه اين دو فرشته چه سخنانى را مىنويسند؟ در ميان مفسران گفتگو است:
جمعى معتقدند: همه را مىنويسند، حتى نالهاى را كه دردمند در موقع درد سر مىدهد! در حالى كه بعضى ديگر عقيده دارند: تنها الفاظ خير و شر و واجب و مستحب، يا حرام و مكروه را مىنويسند، و كارى به مباحات ندارند.
اما عموميت تعبير آيه، نشان مىدهد: تمامى الفاظ و گفتار آدمى ثبت مىشود.
جالب اين كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: انَّ الْمُؤْمِنِيْنَ اذا قَعَدا يَتَحَدَّثانِ قالَ الْحَفَظَةُ بَعْضُها لِبَعْضٍ اعْتَزِلُوا بِنا، فَلَعَلَّ لَهُما سِرّاً وَ قَدْ سَتَرَ اللَّهُ عَلَيْهِما!: «هنگامى كه دو مؤمن كنار هم مىنشينند و بحثهاى خصوصى مىكنند، حافظان اعمال، به يكديگر مىگويند: ما بايد كنار رويم، شايد آنها سرى دارند كه خداوند آن را مستور داشته».
راوى مىپرسد: «مگر خداوند عَزَّوَجَلَّ نمىفرمايد: ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ: «هيچ سخنى انسان نمىگويد، مگر اين كه فرشته مراقب و آماده ثبت اعمال نزد آن حاضر است»؟
امام عليه السلام فرمود: انْ كانَتِ الْحَفَظَةُ لاتَسْمَعُ فَانَّ عالِمَ السِّرِّ يَسْمَعُ وَ يَرى: «اگر حافظان سخنان آنها را نشنوند، خداوندى كه از اسرار با خبر است، مىشنود و مىبيند»!. «١»
از اين روايت استفاده مىشود كه خداوند براى اكرام و احترام مؤمن، بعضى از سخنان او را كه جنبه سرّى دارد از آنها مكتوم مىدارد، ولى خودش حافظ تمام