تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
مىكند، و همچنين از اشعههاى كيهانى زيانبخش ممانعت به عمل مىآورد.
و گرنه، آسمان به معنى محل ستارگان، يك فضاى خالى است كه اين كُرات در آن شناورند.
در اينجا احتمال سومى نيز وجود دارد، و آن اين كه جمله بالا اشاره به نظريه وجود «اتر» (اثير) باشد، مطابق اين نظريه، تمام عالم هستى و فواصل ستارگان پر است از مادهاى بى رنگ و بى وزن به نام «اتر»، كه حامل امواج نور است، و آن را از نقطهاى به نقطه ديگر منتقل مىكند، طبق اين نظريه، هيچ شكاف و فرجهاى در تمام عالم آفرينش نيست، و سيارات و ثوابت در «اتر» غوطهورند.
البته، اين سه تفسير با هم منافاتى ندارند، هر چند تفسير سوم كه متكى به فرضيه «اتر» مىباشد قابل اعتماد نيست، چون موضوع «اتر» از نظر دانشمندان هنوز به طور قطع ثابت نشده است.
***
آن گاه به عظمت آفرينش زمين پرداخته مىافزايد: «و زمين را گسترش داديم و در آن كوههاى عظيمى افكنديم، و در آن از هر نوع و از هر جفت گياه بهجتانگيز، رويانديم» «وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ».
آرى، آفرينش زمين از يكسو، گسترش آن (بيرون آمدن از زير آب) از سوى ديگر، پيدايش كوهها كه ريشههاى آن به هم پيوسته و همچون زرهى زمين را در برابر فشارهاى درونى و برونى و جزر و مدهاى حاصل از جاذبه ماه و خورشيد، حفظ مىكند، از سوى سوم، و پيدايش انواع گياهان با آن همه عجائب و زيبائىها، از سوى چهارم، همگى، دليل بر قدرت بىپايان او است. «١»