تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
نكنند، و اذيت و آزارى به مسلمانان نرسانند». «١»
اين مضمون در تعبير سابق نيز اجمالًا وجود داشت.
در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد، شترهاى قربانى را كه به همراه آورده بودند، در همانجا قربانى كنند، سرهاى خود را بتراشند، و از احرام خارج گردند.
اما اين امر، براى جمعى از مسلمانان سخت ناگوار بود؛ چرا كه بيرون آمدن از احرام، بدون انجام مناسك عمره، در نظر آنها امكانپذير نبود، ولى، پيغمبر صلى الله عليه و آله شخصاً پيشگام شد، شتران قربانى را، نحر فرمود، و از احرام بيرون آمد، و به مسلمانان تفهيم نمود كه اين استثنائى است در قانون احرام و قربانى، كه از سوى خداوند قرار داده شده است.
مسلمين، هنگامى كه چنين ديدند، تسليم شدند، و دستور پيامبر صلى الله عليه و آله دقيقاً اجرا شد، و از همانجا آهنگ «مدينه» كردند، اما كوهى از غم و اندوه بر قلب آنها سنگينى مىنمود؛ چرا كه در ظاهر قضيه، مجموع اين مسافرت، يك ناكامى و شكست بود، ولى خبر نداشتند كه در پشت داستان «صلح حديبيه»، چه پيروزىهائى براى مسلمانان و آينده اسلام، نهفته است، و در همين هنگام بود، كه سوره «فتح» نازل شد، و بشارتِ فتح عظيمى را به پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله داد. «٢»
***
پيامدهاى سياسى و اجتماعى و مذهبى صلح «حديبيه»