تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
است، حتى درجات شدت و ضعف ايمان آنها را كه گاه از خودشان نيز پوشيده است، نزد او روشن است، با اين حال، چرا اصرار داريد كه خدا را از ايمان خود با خبر سازيد؟!
***
بعد از آن به گفتگوى اعراب باديهنشين بازمىگردد كه اسلام خود را به رخ پيامبر مىكشيدند، و مىگفتند: ما با تو از در تسليم آمديم در حالى كه بسيارى از قبائل عرب، از در جنگ آمدند.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «آنها بر تو منت مىگذارند كه اسلام آوردهاند»! «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا».
«به آنها بگو: اسلام خود را بر من منت نگذاريد» «قُلْ لاتَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ».
«بلكه خداوند بر شما منت مىگذارد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرد، اگر در ادعاى ايمان راستگو هستيد»! «بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
«منّت»- چنان كه قبلًا هم گفتهايم- از ماده «مَنّ» به معنى وزنه مخصوصى است كه با آن وزن مىكنند، سپس به هر نعمت سنگين و گرانقدرى اطلاق شده، منت بر دو گونه است: اگر جنبه عملى داشته باشد (به معنى بخشش نعمت گرانقدر) ممدوح است، و منتهاى الهى از اين قبيل است، ولى اگر جنبه لفظى داشته باشد، مانند منّت بسيارى از انسانها، عملى است زشت و ناپسند.
جالب اين كه: در جمله اول مىگويد: آنها بر تو منت مىگذارند كه «اسلام» را پذيرفتهاند، و اين تأكيد ديگرى است بر اين كه، آنها در ادعاى ايمان صادق نيستند، بلكه ظاهراً اسلام را پذيرا شدهاند.
ولى در ذيل آيه مىگويد: «اگر در دعوى خود راست مىگوئيد، خداوند بر شما منت مىگذارد كه هدايتتان به «ايمان» كرده است».