تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
مىآفريند: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ». «١»
«نيكى» و «تقوا» را قرين هم مىشمرد: «وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى». «٢»
و «عدالت» را قرين «تقوا» ذكر مىكند: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى». «٣»
اكنون بايد ديد حقيقت تقوا، اين سرمايه بزرگ معنوى و اين بزرگترين افتخار انسان با اين همه امتيازات چيست؟
قرآن اشاراتى دارد كه پرده از روى حقيقت تقوا بر مىدارد: در آيات متعددى جاى تقوا را «قلب» مىشمرد، از جمله مىفرمايد:
أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى: «آنها كه صداى خود را در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله پائين مىآورند و رعايت ادب مىكنند، كسانى هستند كه خداوند قلوبشان را براى پذيرش تقوا آزموده است». «٤»
قرآن، «تقوا» را نقطه مقابل «فجور» ذكر كرده، چنان كه در آيه ٨ سوره «شمس» مىخوانيم: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها: «خداوند انسان را آفريد و راه فجور و تقوا را به او نشان داد».
قرآن هر عملى را كه از روح اخلاص، ايمان و نيت پاك سرچشمه گرفته باشد، بر اساس «تقوا» مىشمرد، چنان كه در آيه ١٠٨ سوره «توبه» درباره مسجد «قبا» كه منافقان مسجد «ضرار» را در مقابل آن ساختند مىفرمايد: لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ: «آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايستهتر است كه در آن (به عبادت) بايستى».
از مجموع اين آيات، به خوبى استفاده مىشود كه «تقوا» همان «احساس مسئوليت و تعهدى» است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب، بر وجود انسان