تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
آيه ١٢ سوره «نور» مىفرمايد: لَولا اذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً: «چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند»؟!
قابل توجه اين كه: نهى از «كثيرى» از گمانها شده، ولى در مقام تعليل مىگويد، زيرا «بعضى» از گمانها گناه است، اين تفاوت تعبير، ممكن است از اين جهت باشد كه گمانهاى بد، بعضى مطابق واقع است، و بعضى مخالف واقع، آنكه مخالف واقع است مسلماً گناه است، و لذا تعبير به «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» شده است، بنابراين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه گمان بد و خوب، غالباً اختيارى نيست، يعنى بر اثر يك سلسله مقدمات كه از اختيار انسان بيرون است در ذهن منعكس مىشود، بنابراين چگونه مىشود از آن نهى كرد؟!
پاسخ اين سؤال با توجه به دو نكته روشن مىشود:
١- منظور از اين نهى، نهى از ترتيب آثار است، يعنى هر گاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پيدا شد، در عمل كوچكترين اعتنائى به آن نكنيد، طرز رفتار خود را دگرگون نسازيد، و مناسبات خود را با طرف تغيير ندهيد، بنابراين، آنچه گناه است ترتيب اثر دادن به گمان بد مىباشد.
لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: ثَلاثٌ فِى الْمُؤْمِنِ لايُسْتَحْسَنُ، وَ لَهُ مِنْهُنَّ مَخْرَجٌ، فَمَخْرَجُهُ مِنْ سُوءِ الظَنِّ انْ لايُحَقِّقَهُ: «سه چيز است كه وجود آن در مؤمن پسنديده نيست، و راه فرار دارد، از جمله سوء ظن است كه راه فرارش اين است به آن جامه عمل نپوشاند». «١»
٢- انسان مىتواند با تفكر روى مسائل مختلفى، گمان بد را در بسيارى از