تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠
ايمان آوردن نام كفر بگذارند» «بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ».
بعضى در تفسير اين جمله، احتمال ديگرى دادهاند، و آن اين كه: خداوند مؤمنان را نهى مىكند از اين كه بعد از ايمان به خاطر عيبجوئى مردم، نام فسق را بر خود پذيرند.
ولى تفسير اول، با توجه به صدر آيه، و شأن نزولى كه ذكر شد مناسبتر به نظر مىرسد.
و در پايان آيه، براى تأكيد بيشتر مىفرمايد: «و آنها كه توبه نكنند و از اين اعمال دست بر ندارند ظالم و ستمگرند» «وَ مَنْ لَمْيَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ».
چه ظلمى از اين بدتر، كه انسان با سخنان نيشدار، و تحقير و عيبجوئى، قلب مردم با ايمان را كه مركز عشق خدا است، بيازارد، و شخصيت و آبروى آنها را كه سرمايه بزرگ زندگى آنان است، از بين ببرد.
***
گفتيم: در هر يك از دو آيه مورد بحث، سه حكم اسلامى در زمينه مسائل اخلاق اجتماعى مطرح شده، احكام سهگانه آيه اول به ترتيب: عدم سخريه، و ترك عيبجوئى، و تنابز به القاب بود، و احكام سهگانه آيه دوم به ترتيب:
اجتناب از گمان بد، تجسس و غيبت است.
در اين آيه نخست مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است»! «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ».
منظور از «كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ» گمانهاى بد است كه نسبت به گمانهاى خوب در ميان مردم بيشتر است، لذا از آن تعبير به «كثير» شده، و گرنه «حسن ظن و گمان خير» نه تنها ممنوع نيست، بلكه مستحسن است، چنان كه قرآن مجيد در