تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤
دفاع كند، همواره خير خواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال مرض از او عيادت كند.
در حال مرگ به تشييع او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس او را حفظ كند، حاجت او را بر آورد، براى خواستهاش شفاعت كند، و عطسهاش را تحيت گويد.
گمشدهاش را راهنمائى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد، انعام او را خوب قرار دهد، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش را دوست دارد و با او دشمنى نكند، در يارى او بكوشد، خواه ظالم باشد يا مظلوم: اما يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه، او را از ظلمش باز دارد، و در حالى كه مظلوم است به اين است كه، او را در گرفتن حقش كمك كند.
او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكىها براى خود دوست دارد، براى او هم دوست بدارد، و آنچه از بدىها براى خود نمىخواهد، براى او نيز نخواهد». «١»
به هر حال، يكى از حقوق مسلمانان بر يكديگر، يارى كردن و اصلاح «ذات البين» است به ترتيبى كه در آيات و روايت فوق آمده (در زمينه اصلاح «ذات البين» بحث ديگرى در جلد هفتم، صفحه ٨٣ به بعد، ذيل آيه اول سوره «انفال» داشتيم).
***