تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠
آيه مورد بحث به آن اشاره نشده، درست نيست، و آيه در صدد بيان همه اين مطلب نمىباشد، بلكه مرجع در اين گونه امور، ساير اصول و قواعدى است كه در ابواب قصاص و اتلاف آمده است.
و- چون هدف از اين پيكار و جنگ، وادار كردن طايفه ظالم به قبول حق است، بنابراين، در اين جنگ، موضوع اسيران جنگى، و غنائم، مطرح نخواهد بود؛ زيرا فرض اين است كه هر دو گروه مسلمانند، ولى اسير كردن موقت، براى خاموش ساختن آتش نزاع، مانعى ندارد، اما بعد از صلح، بلافاصله اسيران بايد آزاد شوند.
ز- گاه مىشود هر دو طرف نزاع، باغى و ظالمند، اينها گروهى از قبيله ديگر را كشته و اموالى را بردهاند، و آنها نيز همين كار را در مورد قبيله اول انجام دادهاند، بىآنكه به مقدار لازم براى دفاع قناعت كنند، خواه هر دو به يك مقدار بغى و ستم كنند، يا يكى بيشتر و ديگرى كمتر.
البته، حكم اين مورد، در قرآن مجيد با صراحت نيامده، ولى حكم آن را مىتوان از طريق الغاء خصوصيت، از آيه مورد بحث دريافت، و آن اين كه:
وظيفه مسلمين اين است: هر دو را صلح دهند، و اگر تن به صلح ندادند، با هر دو پيكار كنند تا به فرمان الهى گردن نهند، و احكامى كه در بالا درباره باغى و متجاوز گفته شد، در مورد هر دو جارى است.
در پايان اين سخن، باز تأكيد مىكنيم: حكم اين باغيان، از كسانى كه قيام بر ضد امام معصوم عليه السلام يا حكومت عادل اسلامى مىكنند، جدا است، و گروه اخير، احكام سختتر و شديدترى دارند كه در فقه اسلامى در «كتاب الجهاد» آمده است.
***