تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
٣- ايمان نوعى «عشق» است، نه تنها «درك عقل»
اين آيات، در ضمن اشارهاى است به اين حقيقت كه، ايمان نوعى علاقه شديد الهى و معنوى است، هر چند از استدلالات عقلى ريشه گيرد، و لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه از حضرتش سؤال كردند: «آيا حب و بغض از ايمان است»؟ در جواب فرمود:
وَ هَلِ الْإِيمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ؟! ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ: «مگر ايمان جز حب و بغض چيز ديگرى است؟! سپس امام عليه السلام به آيه (مورد بحث) استدلال فرمود كه مىگويد: خداوند ايمان را محبوب شما قرار داد، و آن را در دلهايتان تزيين كرد، و كفر و فسق و عصيان را منفور شما ساخت، و كسانى كه چنين باشند هدايت يافتگانند». «١»
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام چنين آمده است:
وَ هَلِ الدِّيْنُ الَّا الحُبُّ؟!: «آيا دين چيزى، جز محبت است»؟! سپس به چند آيه از قرآن مجيد از جمله آيه مورد بحث استدلال فرمود، و در پايان اضافه كرد:
الدِّيْنُ هُوَ الْحُبُّ، وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّيْنُ: «دين محبت است، و محبت دين است»!. «٢»
ولى بدون شك، اين محبت- چنان كه گفتيم- بايد از ريشههاى استدلالى و منطقى نيز سيراب گردد و بارور شود.
***