تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
در آيه ٦٣ سوره «نور» نيز مىخوانيم: لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً، كه جمعى از مفسران، آن را چنين تفسير كردهاند: «هنگامى كه پيامبر را صدا مىزنيد، با ادب و احترامى كه شايسته او است صدا كنيد، نه همچون صدا زدن يكديگر».
جالب اين كه قرآن در آيات فوق، رعايت ادب را در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله نشانه پاكى قلب و آمادگى آن براى پذيرش تقوا، و سبب آمرزش و اجر عظيم مىشمرد، در حالى كه بىادبان را همچون چهار پايان بى عقل، معرفى مىكند!
حتى بعضى از مفسران، آيات مورد بحث را توسعه داده، گفتهاند: مراحل پائينتر، مانند علماء، دانشمندان و رهبران فكرى و اخلاقى را نيز شامل مىشود، مسلمانان موظفند در برابر آنها نيز آداب را رعايت كنند.
البته، در برابر امامان معصوم عليهم السلام اين مسأله روشنتر است، حتى در رواياتى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده مىخوانيم: «هنگامى كه يكى از ياران، با حالت جنابت خدمتشان رسيد، امام عليه السلام بدون مقدمه فرمود: أَ ما تَعْلَمُ انَّهُ لايَنْبَغِي لِلْجُنُبِ انْ يَدْخُلَ بُيُوتَ الانْبِياءِ؟! «آيا تو نمىدانى كه سزاوار نيست «جنب» وارد خانه پيامبران شود»؟!. «١»
و در روايت ديگرى، تعبير به «انَّ بُيُوتَ الانْبِياءِ وَ اوْلادِ الانْبِياءِ لايَدْخُلُهَا الْجُنُبُ» شده است، كه هم خانه پيامبران را شامل مىشود، و هم خانه فرزندان آنها را.
كوتاه سخن اين كه، رعايت ادب در برابر كبير و صغير، بخش مهمى از دستورات اسلامى را شامل مىشود، كه اگر بخواهيم همه را مورد بحث قرار دهيم، از شكل تفسير آيات، بيرون مىرويم، در اينجا اين بحث را با حديثى از