تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
بديهى است، اگر اين گونه اعمال به قصد توهين به مقام شامخ نبوت باشد، موجب كفر است و بدون آن ايذاء و گناه.
در صورت اول، علت حبط و نابودى اعمال روشن است؛ زيرا كفر علت حبط (از ميان رفتن ثواب عمل نيك) مىشود.
و در صورت دوم نيز، مانعى ندارد كه چنين عمل زشتى، باعث نابودى ثواب بسيارى از اعمال گردد، و ما سابقاً در بحث «حبط» گفتهايم كه: نابود شدن ثواب بعضى از اعمال، به خاطر بعضى از گناهان خاص، بىمانع است، همان گونه كه نابود شدن اثر بعضى از گناهان به وسيله اعمال صالح نيز، قطعى است، و دلائل فراوانى در آيات قرآن، يا روايات اسلامى بر اين معنى وجود دارد، هر چند اين معنى، به صورت يك قانون كلى در همه «حسنات» و «سيئات» ثابت نشده است، اما، در مورد بعضى از «حسنات» و «سيئات» مهم، دلائلى نقلى وجود دارد، و دليلى هم از عقل بر خلاف آن نيست. «١»
در روايتى آمده است: هنگامى كه آيه فوق نازل شد، «ثابت بن قيس» (خطيب پيامبر صلى الله عليه و آله) كه صداى رسائى داشت گفت: من بودم كه صدايم را از صداى پيامبر صلى الله عليه و آله فراتر مىكردم، و در برابر او بلند سخن مىگفتم، اعمال من نابود شد، و من اهل دوزخم!
اين مطلب به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، فرمود: «چنين نيست، او اهل بهشت است» (زيرا او اين كار را به هنگام ايراد خطابه براى مؤمنان، يا در برابر مخالفان كه اداء يك وظيفه اسلامى بود انجام مىداد). «٢»