تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
آنها دادند، آنها تحت تأثير مجموع اين مسائل واقع شدند، و به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراف كردند.
آيات مورد بحث، ناظر به سر و صداى آنها در پشت خانه پيامبر صلى الله عليه و آله است.
شأن نزول ديگرى ذكر كردهاند كه، هم مربوط به آيه اول، و هم آيات بعد است، و آن اين كه: در سال نهم هجرت كه «عام الوفود» بود (سالى كه هيئتهاى گوناگونى از قبائل، براى عرض اسلام يا عهد و قرارداد، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند) هنگامى كه نمايندگان قبيله «بنى تميم» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند، «ابوبكر» به پيامبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد كرد: «قعقاع» (يكى از اشراف قبيله) امير آنها گردد، و «عمر» پيشنهاد كرد، «اقرع بن حابس» (فرد ديگرى از آن قبيله) امير شود، در اينجا «ابوبكر» به «عمر» گفت: مىخواستى با من مخالفت كنى؟ «عمر» گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در اين موقع سر و صداى هر دو در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بلند شد، آيات فوق نازل گشت، يعنى نه در كارها بر پيامبر صلى الله عليه و آله پيشى گيريد، و نه در كنار خانه پيامبر صلى الله عليه و آله سر و صدا راه بيندازيد. «١»
***
تفسير:
آداب حضور پيامبر صلى الله عليه و آله
چنان كه در محتواى سوره اشاره كرديم، در اين سوره يك رشته از مباحث مهم اخلاقى، و دستورات انضباطى نازل شده، كه آن را شايسته نام «سوره اخلاق» مىكند، و در آيات مورد بحث كه در آغاز سوره قرار گرفته، به دو قسمت از اين دستورات اشاره شده است:
نخست، تقدم نيافتن بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله، و ديگرى در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله سر و صدا و قال و غوغا راه نينداختن.