تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥
در چهارمين توصيف، كه از نيت پاك و خالص آنها بحث مىكند، مىفرمايد: «آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند» «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً».
نه براى تظاهر و ريا قدم بر مىدارند، و نه انتظار پاداش از خلق خدا دارند، بلكه چشمشان تنها به رضا و فضل او دوخته شده، و انگيزه حركت آنها در تمام زندگى همين است و بس.
حتى تعبير به «فضل»، نشان مىدهد كه آنها به تقصير خود معترفند، و اعمال خود را كمتر از آن مىدانند كه پاداش الهى براى آن بطلبند، بلكه با تمام تلاش و كوشش، باز هم مىگويند: خداوندا! اگر فضل تو به يارى ما نيايد واى بر ما!
و در پنجمين و آخرين توصيف، از ظاهر آراسته و نورانى آنها بحث كرده مىگويد: «نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است» «سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ». «١»
«سيما» در اصل به معنى علامت و هيئت است، خواه اين علامت در صورت باشد، يا در جاى ديگر بدن، هر چند، در استعمالات روزمره فارسى، به نشانههاى صورت و وضع ظاهرى چهره گفته مىشود.
به تعبيرى ديگر، «قيافه» آنها به خوبى نشان مىدهد كه آنها انسانهائى خاضع در برابر خداوند، حق، قانون و عدالتند، نه تنها در صورت آنها، كه در تمام وجود و زندگى آنان اين علامت منعكس است.
گرچه بعضى از مفسران، آن را به اثر ظاهرى سجده در پيشانى، و يا اثر خاك در محل سجدهگاه تفسير كردهاند، ولى ظاهراً آيه مفهوم گستردهترى دارد، كه