تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
در اين زمينه، بحث مشروحى ذيل آيه مشابه آن، آيه ٣٣ سوره «توبه» داشتيم. «١»
اين نكته نيز قابل توجه است كه، بعضى تعبير «الهُدى» را اشاره به استحكام «عقائد اسلامى» دانستهاند، در حالى كه «دِيْنِ الْحَقِّ» را ناظر به حقانيت «فروع دين» مىدانند، ولى، دليلى بر اين تقسيم بندى نداريم و ظاهر اين است كه هدايت و حقانيت، هم در اصول است و هم در فروع.
در اين كه مرجع ضمير در «لِيُظْهِرَهُ»، «اسلام» است يا «پيامبر» صلى الله عليه و آله؟ مفسران دو احتمال دادهاند، اما قرائن به خوبى نشان مىدهد كه منظور همان دين حق است؛ چرا كه هم از نظر جملهبندى نزديكتر به ضمير است، و هم پيروزى دين بر دين تناسب دارد، نه شخص بر دين.
آخرين سخن در مورد آيه، اين كه جمله «كَفى بِاللَّهِ شَهِيْدا»، اشارهاى است به اين واقعيت كه اين پيشگوئى، نيازى به هيچ شاهد و گواه ندارد، كه شاهد و گواهش اللَّه است، و رسالت رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز نياز به گواه ديگرى ندارد، كه گواه آن نيز خدا است، و اگر «سهيل بن عمرو» و امثال او حاضر نشوند عنوان «رسول اللَّه» بعد از نام محمّد صلى الله عليه و آله بنويسند، «عِرض خود مىبرند، و زحمتى هم براى ما ندارند»!
***
در آخرين آيه، ترسيم بسيار گويائى از اصحاب و ياران خاص پيامبر صلى الله عليه و آله، و آنها كه در خط او بودند از لسان «تورات» و «انجيل» بيان كرده، كه هم افتخار و