تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
پيامبر صلى الله عليه و آله با ابهّت خاصى وارد «مكّه» شد، شتران قربانى فراوانى همراه داشت، با نهايت محبت و ادب با اهل «مكّه» رفتار كرد، دستور داد مسلمانان به هنگام طواف با سرعت حركت كنند، و احرامى را كمى كنار بزنند، تا شانههاى نيرومند و سطبر آنها آشكار گردد، و اين صحنه در روح و فكرِ مردم «مكّه» به عنوان دليل زندهاى از قدرت و قوت و رشادت مسلمانان، اثر گذارد.
روى هم رفته، «عمرة القضاء» هم عبادت بود، و هم نمايش قدرت، و بايد گفت: بذر «فتح مكّه» كه در سال بعد روى داد در همان ايام پاشيده شد، و زمينه را كاملًا براى تسليم مكّيان، در برابر اسلام فراهم ساخت.
اين وضع، به قدرى براى سران قريش ناگوار بود، كه پس از گذشتن سه روز، كسى را فرستادند خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله كه طبق قرار داد بايد هر چه زودتر «مكّه» را ترك گويد.
جالب اين كه پيغمبر صلى الله عليه و آله زن بيوهاى را از زنان «مكّه»، كه با بعضى از سران معروف قريش خويشاوندى داشت به ازدواج خود در آورد، تا طبق رسم عرب پيوند خود را با آنها مستحكم كرده و از عداوت و مخالفت آنها بكاهد.
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد خروج از «مكّه» را شنيد، فرمود: من مايلم براى مراسم اين ازدواج غذائى تهيه كنم، و از شما دعوت نمايم، كارى كه اگر انجام مىشد نقش مؤثرى در نفوذ بيشتر پيامبر صلى الله عليه و آله در قلوب آنها داشت، ولى آنها نپذيرفتند و اين دعوت را رسماً رد كردند. «١»
***