تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
مىگويد، آمده است: «فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً»- چنان كه گفتيم، و اكثر مفسران عقيده دارند- منظور «فتح خيبر» است.
ج- قرائن موجود در آيه نيز حكايت از همين مىكند و با توجه به اين كه آيه مورد بحث، هماهنگ با آن مىباشد، به نظر مىرسد هر دو به يك معنى اشاره مىكند. «١»
د- در تفسير «على بن ابراهيم» نيز به همين معنى اشاره شده است. «٢»
***
٤- جمله «مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ» (در حالى كه سرها را تراشيدهايد و ناخنها را گرفتهايد)، اشاره به يكى از آداب مراسم عمره است كه «تقصير» نام دارد، و به وسيله آن مُحرم از احرام خارج مىشود.
بعضى اين آيه را دليل بر «تخيير» در مسأله تقصير و خروج از احرام دانستهاند، كه مُحرم مىتواند سر را بتراشد و يا ناخن خود را بگيرد؛ زيرا جمع ميان اين دو قطعاً واجب نيست.
***
٥- جمله فَعَلِمَ ما لَمْتَعْلَمُوا: «خداوند مطالبى را مىدانست كه شما نمىدانستيد»، اشاره به اسرار مهمى است كه در «صلح حديبيه» نهفته بود، و با گذشت زمان آشكار شد، پايههاى اسلام تقويت يافت، آوازه اسلام در همه جا پيچيد، و تهمتهاى جنگ طلبى مسلمانان و مانند آن بر چيده شد، مسلمين توانستند با فراغت بال «خيبر» را فتح كنند، و مبلغان خود را به اطراف «جزيره عربستان» گسيل دارند، و پيامبر صلى الله عليه و آله نامههاى تاريخى خود را براى سران بزرگ