تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧
و به خاطر آن، مانع ورود پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان به خانه خدا و انجام مراسم عمره و قربانى شد، گفتند: اگر اينها كه در ميدان جنگ، پدران و برادران ما را كشتهاند، وارد سرزمين و خانههاى ما شوند و سالم باز گردند، عرب درباره ما چه خواهد گفت؟ و چه اعتبار و حيثيتى براى ما باقى مىماند؟
اين كبر، غرور، تعصب و خشم جاهلى، حتى مانع از آن شد كه هنگام تنظيم «صلحنامه حديبيه»، نام خدا را به صورت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم» بنويسند، با اين كه آداب و سنن آنها مىگفت: زيارت خانه خدا براى همه مجاز، و سرزمين «مكّه» حرم امن است، حتى اگر كسى قاتل پدر خويش را در آن سرزمين يا در مراسم حج و عمره مىديد، مزاحم او نمىشد.
آنها با اين عمل، هم احترام خانه خدا و حرم امن او را شكستند، هم سنتهاى خود را زير پا گذاشتند، و هم پرده ضخيمى ميان خود و حقيقت كشيدند، و چنين است اثرات مرگبار «حميتهاى جاهليت»!
«حميّت» در اصل از ماده «حمى» (بر وزن حمد)، به معنى حرارتى است كه از آتش، يا خورشيد، يا بدن انسان و مانند آن به وجود مىآيد، و به همين دليل به حالت «تب»، «حُمّى» (بر وزن كبرى) گفته مىشود، و به حالت خشم و همچنين نخوت و «تعصب خشمآلود» نيز «حميّت» مىگويند.
اين حالتى است كه بر اثر جهل و كوتاهى فكر و انحطاط فرهنگى، مخصوصاً در ميان «اقوام جاهلى» فراوان است، و سرچشمه بسيارى از جنگها و خونريزىهاى آنها مىشود.
آن گاه مىفرمايد: در مقابل آن «خداوند حالت سكينه و آرامش را بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود» «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».
اين آرامش، كه مولود ايمان و اعتقاد به خداوند، و اعتماد بر لطف او بود،