تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١
اسلام بر كل مشركان است، و اين با مفاد آيه سازگارتر است.
قابل توجه اين كه قرآن روى عدم درگيرى در دل «مكّه» تكيه مىكند، اين تعبير، ممكن است اشاره به دو نكته باشد: نخست اين كه: «مكّه» كانون قدرت دشمن بود، و قاعدتاً مىبايست از اين فرصت مناسب استفاده مىكردند، و به مسلمانان حملهور مىشدند، و به اصطلاح آنها مسلمانها را در آسمان جستجو مىكردند، وقتى كه آنها را در زمين خودشان به چنگ آوردند، نبايد به سادگى رها كنند، اما خداوند قدرت آنها را گرفت!
ديگر اين كه: «مكّه» حرم امن خدا بود، اگر درگيرى و خونريزى در آنجا واقع مىشد، از يكسو احترام حرم خدشهدار، و از سوى ديگر عيب و عارى براى مسلمانان محسوب مىشد، كه آنها امنيت سنتى اين سرزمين مقدس را در هم شكستهاند، و لذا يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمين، اين بود كه دو سال بعد از اين ماجرا «مكّه» فتح شد، كه آن هم بدون خونريزى بود.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به نكته ديگرى در ارتباط با مسأله «صلح حديبيه» و فلسفه آن اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها (دشمنان شما) كسانى هستند كه كافر شدند، و شما را از زيارت «مسجد الحرام» بازداشتند، و قربانىهاى شما را از اين كه به محل قربانگاه برسد مانع شدند» «هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ». «١»
يك گناه آنها كفرشان بود، و گناه ديگر اين كه شما را از مراسم عمره و طواف خانه خدا بازداشتند، و اجازه ندادند كه شترهاى قربانى را در محلش يعنى