کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢١٨ - در بيان زهد آن حضرت در دنيا و قناعت و عبادت او(ع)
و هم در كتاب كفايه آورده است كه سويد بن غفله گفت يك روزى بخدمت على بن ابى طالب (ع) رفتم در بالاى خانه نشسته بود و كاسه از ماست پيش وى نهاده بود و شدت حموضت و ترشى كه داشت بوى آن بمشام من ميرسيد، و در دست مباركش گرده بود بغايت خشك كه پوست نخاله جو بر روى آن ظاهر بود و مىشكست و در آنجا ريزه مىكرد و گاهى از خشكى بزانوى مبارك باز نهاده ميشكست بمن گفت كه: پيش بنشين و با من موافقت كن در طعام، گفتم: كه روزه دارم، گفت كه: من از پيغمبر ٦ شنيدم كه مىفرمود كه: كسى را روزه مانع آيد از طعام كه او را بر آن طعام اشتها و رغبتى باشد بر خداى تعالى واجب و لازم گردد كه او را اطعام كند بطعام جنت و سيراب سازد بشراب جنت، من گفتم بجاريه كه در آن نزديكى ايستاده بود كه: ويحك يا فضه از خداى تعالى انديشه ندارى در باره اين بزرگ كه نان او را با نخاله مىپزى و نمىبيزى كه آنچه من مىبينم سبوس جو است او گفت: پيشتر بما فرموده كه آن را نبيخته بپزند آن حضرت فرمود كه: چه گفتى با وى؟ من اخبار نمودم بآنچه گفته بودم فرمود: پدر و مادرم فداى آن كس باشد كه نان آرد نبيخته خورد و از نان گندم سه روز سير نخورد تا قبض روح او گرديد.
نظر كن بشدت زهد و قناعت آن حضرت و راضى شدن باين طعام، و حديثى كه بر زبان مباركش جارى شد كه كسى را كه روزه مانع آيد از طعامى كه او را بدان ميل و رغبت بوده دليل رضاست بآن طعام كه پيش وى بود، و طعام لذيذ مرغوب باختيار ترك فرمود، و توطين نموده نفس نفيس را بر