کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤٠ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
و هم در مناقب مذكور است روايت از ابى برزه كه يك روزى ما در خدمت پيغمبر ٦ نشسته بوديم فرمود كه: بخداى كه جان محمد در قبضه قدرت اوست كه هيچ بنده بقيامت قدم ننهد الا كه حق سبحانه و تعالى از او چهار چيز خواهد پرسيد: يكى از عمر او خواهد پرسيد كه بچه صرف كرده و چگونه گذرانيده، و ديگر از جسد او كه بچه كهنه ساخته، و از مال او كه از كجا اندوخته و در چه چيز انفاق كرده، و از دوستى ما كه اهل بيتيم، عمر گفت كه: دوستى شما پس از شما بكدام كس خواهد بود امير المؤمنين (ع) بر جانب آن حضرت بود دست مبارك بر سرش نهاد و گفت كه: دوستى من بعد از من دوستى اين كس است.
و هم در مناقب از عبد اللَّه بن عمر روايت ميكند كه شنيدم كه از پيغمبر ٦ پرسيدند كه حق سبحانه و تعالى در شب معراج با تو بكدام لغت سخن كرد فرمود كه: بلغت على بن ابى طالب (ع) با من سخن كرد و من ملهم شدم بآن كه گفتم كه اى پروردگار من تو با من خطاب كردى يا على بود، فرمود كه: يا احمد كه من شىام نه همچو أشيا و قياس كرده نشوم بمردمان و وصف كرده نگردم به اشيا، و من آفريدم ترا از نور خود و على را از نور تو و اطلاع بر سر دل تو دارم نيافتم در دل تو چيزى كه دوستر دارى از على بن ابى طالب (ع) پس ترا خطاب كردم بلسان او تا مطمئن شود دل تو.