کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٧٨ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
بعد از آن رو كرد بعمر و سعد بن معاذ كه شما برويد و اين را بعلى بگوئيد كه او اقدام نمايد بخواستن او، و اگر در دست چيزى ندارد ما امداد نمائيم و اسعاف بجاى آوريم گفت سعد كه: توفيق رفيق تو باشد.
سلمان گويد كه: ايشان از مسجد بيرون رفتند و در منزل تفحص امير المؤمنين (ع) كردند در آنجا نيافتند معلوم كردند كه نخلستان يكى را از انصار آب ميدهد باجرت، رفتند تا آنجا چون امير المؤمنين (ع) ايشان را ديد فرمود: بچه كار آمدهايد و حاجت شما چيست؟ أبو بكر گفت: يا ابا الحسن هيچ خصلتى از خصال خير نمانده كه در تو زياده از ديگران نباشد، و منزلت تو بر رسول اللَّه معلوم است از قرابت و صحبت و سابقه، و پيشتر أشراف قريش فاطمه را از رسول اللَّه خواستند و آن حضرت رد فرموده ميگويد:
اختيار نزديك پروردگار منست، چه مانع است ترا كه او را از رسول اللَّه خطبه نميفرمائى، و من چنان ميدانم كه حبس او از براى تست.
گريه بر آن حضرت زور آورد و فرمود كه: اى ابو بكر مرا از سكون باز آوردى و بيدار ساختى مرا بر أمرى كه از آن غافل بودم، و اللَّه كه فاطمه مرغوب اين كس است و مثل من معنى ندارد كه تقاعد كند از مثل اوئى غير از اين مانعى نيست كه دست من از دنيوى خالى است، او گفت: اين را بفرماى يا ابا الحسن كه دنيا و ما فيها نزد خداى تعالى و رسول او حكم گردى دارد كه از زمين برخيزد.