کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٠ - و ديگر از حروب آن حضرت حرب صفين است
مىكشى ايشان را اول مرا بكش، آن ملعون او را كشت، و بعضى گويند كه جنگ كرد تا كشته شد.
زن او بيرون آمده گفت او را كشتى دست از ذريت بدار كه هيچ كس ايشان را نكشته نه در زمان جاهليت و نه در زمان اسلام، گوش نكرده آن دو پسر را كشت، زن گفت اين چنين سلطنت نتوان كرد كه طفل خورد و پير بزرگ بىگناه را بكشند، و نزع رحم از دل خود كنند، و بىرحمى و عقوق پيشه كنند، و از خداى و رسول انديشه نكنند اين بد سلطنتى است.
و آن بسر لعين در آن راه بسيارى را از شيعيان امير المؤمنين (ع) شهد شهادت چشانيد، و چون اين خبر بآن حضرت رسيد حارثة بن قدامه را با دو هزار سوار نامدار و وهب بن مسعود را با دو هزار سوار ديگر فرستاد بر سر او، و آن ملعون آن را شنيده از آنجا گريخت، و مادر آن دو طفل مقتول جويريه بنت فارط بود، و گويند كه عايشه بنت عبد اللَّه بن عبد المدان بود، چون آن دو طفل كشته شدند عقل از دماغ او پريد و سر و كار او بجنون كشيد و چيزى نمىشنيد و لا يزال در مراسم اين ابيات خواندى.
|
يا من أحس بابنى اللذين هما |
كالدرتين تشظى عنهما الصدف |
|
|
يا من احس بابنى اللذين هما |
قلبى و سمى فقلبى اليوم مختطف |
|
يعنى اى آنكه بقتل آورد دو پسر كان مرا كه ايشان مثل دو دردانه بودند كه خالى ماند از ايشان صدف اى آنكه كشت دو طفلكان مرا كه ايشان دل و جان و گوش و هوش من بودند پس امروز عقل و هوش و دل و جان از بر من رفته.
و چون خبر قتل ايشان بامير المؤمنين (ع) رسيد بغايت ملول شد و جزع شديد نمود، و بر بسر لعين دعاى بد كرده فرمود كه: «بار خدايا دين و عقل از او سلب كن» تير دعاى آن حضرت بر هدف اجابت آمده عقل