کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٢ - و ديگر از حروب آن حضرت حرب صفين است
بسر گفت: ويحك آخر كار بهر حال ميبايد رفت بموت يا بقتل.
بعد از آن بسر لعين بمبارزت امير المؤمنين (ع) بيرون آمد و سكوت اختيار كرد كه آن حضرت او را نشناسد بواسطه آن حركت كه از او صادر شده بود، چون امير المؤمنين (ع) نگاه كرد بسوى او بر او حمله كرد او از صدمه آن حمله از مركب جدا شده بر پشت افتاد و پايها را برداشته عورت پليدش باز شد آن حضرت روى مبارك از آن لعين گردانيده بازگشت، بسر في الحال برجسته مغفر از سر نامباركش افتاد، أصحاب آن حضرت فرياد كردند كه يا امير المؤمنين اين بسر بن ارطاة است، آن حضرت فرمود كه بگذاريد او را كه لعنت خداى تعالى بسان برگ درختان بر او ريزان است. پس معاويه غاويه بر او نيز خنديد و گفت: باكى نيست اين شيوهايست كه عمرو عاص بر روى كار آورده.
جوانان كوفه فرياد كردند كه أى اهل شام قباحت فرجام حيا مانع شما نميشود، و شرم از خداى و خلق نداريد كه تعليم از عمرو عاص گرفته در حروب كه معارك مرد آزما است عورت خود را باز ميكنيد؟
در اول بسر بر عمرو ميخنديد در آخر عمرو بر او همان شيمه ميورزيد، و از آن معركه خوف و ترس بسيار بر اهل شام راه يافت.