المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٩٠ - فصل در بيان نوعى از ابدال
ترجمه و شرح:
فصل
مصنّف گويد:
الفى را كه بعد از فتحه متّصل واقع شده از « ياء » يا « واو » كه حركتشان اصلى است بدل بياور مشروط باينكه تالى ايندو متحرّك باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: « واو » يا « يائى » كه داراى حركت اصلى هستند به الف بايد بدل شوند مشروط به دو شرط.
الف: آنكه بعد از فتحه متّصل آمده باشند يعنى هم فتحه و هم ايندو حرف در يك كلمه واقع باشند.
ب: آنكه حرف بعد از ايندو نيز متحرّك باشد.
مانند: باع و قال.
اصل ايندو: بيع و قول بوده و چنانچه ملاحظه مىشود « ياء » و « واو » داراى حركت اصلى بوده و حرف بعد از آندو نيز متحرّك است مضافا به اينكه هردو بعد از فتحه متّصل قرار گرفتهاند لذا به الف قلب شدهاند.
بخلاف موردى كه اين خصوصيّات فراهم نباشد مثلا « واو » يا « ياء » متحرّك نبوده همچون: بيع و قول.
يا متحرّك بوده ولى حركتشان اصلى نباشد مانند: جيل و توم كه مخفّف جيئل و توأم مىباشند چه آنكه ياء و واو حركتشان بعد از حصول تخفيف يعنى حذف همزه پيدا شده نه آنكه در اصل متحرّك باشند.
يا بعد از غير فتحه آمده باشند مانند: عوض.
يا پس از فتحه منفصل قرار گرفته باشند همچون: انّ يزيد و مق.
در اين مثال فتحه قبل از « يا » در كلمه « انّ » و ياء در « يزيد » قرار گرفته لذا فتحه نسبت به « ياء » غير منفصل است چنانچه فتحه قبل از « واو » در كلمه « يزيد » و « واو » در « ومق » واقع شده از اينرو فتحه « دال » يزيد نسبت به « واو » ومق غير منفصل محسوب مىشود.
يا حرف تالى ايندو متحرّك نباشد كه مصنّف در عبارت بعدى به آن اشاره كرده كه شرحش عنقريب بيان مىشود و به هرصورت در هيچيك از موارد مذكور واو و ياء به الف قلب نمىشوند.