المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٨٨ - فصل در بيان نوعى از ابدال
بعد: ظرف، متعلّق به « ابدل » ، مضاف.
فتح: مضاف اليه، موصوف.
متّصل: صفت براى « فتح ».
ترجمه:
الفى را كه بعد از فتحه متّصل واقع شده از « ياء » يا « واو » كه حركتشان اصلى است بدل بياور.
متن: «٩٦٩»
|
إن حرّك التّالى و إن سكّن كفّ |
إعلال غير اللّام و هى لا يكفّ |
تجزيه و تركيب
ان: حرف شرط.
حرّك: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، فعل شرط و جواب آن به قرينه ما قبلش محذوف است.
التالى: نائب فاعل براى « حرّك ».
واو: عاطفه.
ان: حرف شرط.
سكّن: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، فعل شرط.
كفّ: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، جواب شرط.
اعلال: مضاف، مفعول براى « كفّ ».
غير: مضاف اليه، مضاف.
اللّام: مضاف اليه.
واو: عاطفه.
هى: مبتداء.
لا يكفّ: فعل مضارع، مجهول، خبر براى « هى ».
ترجمه:
بدل بياور الف مذكور را از ياء و واو اگر تالى ايندو متحرّك باشد و در صورتى كه ساكن شده باشد امتناع نما از اعلال شدن ياء يا واوى كه لام الفعل واقع نشدهاند ولى واو يا يائى كه لام الفعل قرار گرفتهاند ممنوع الاعلال نمىباشند ...