المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٤٠ - مبحث نسب
« مهيّيم » اگر چه مكسور است ولى وصل به ما قبل آخر نيست بلكه از آن منفصل مىباشد از اينرو ياء ايندو را هنگام نسبت حذف نبايد كرد.
مصنّف مىگويد:
اهل لسان ملتزم هستند كه در اسم منسوب به « فعيله » بگويند: فعلىّ.
چنانچه در اسم منسوب به « فعيله » فعلىّ را حتمى مىدانند.
شارح گويد:
منظور اينست كه: فعلىّ (بفتح فاء و عين و كسر لام) اسم منسوب به فعيله (بفتح فاء و كسر عين) بوده مشروط باينكه عين آن صحيح و غير مضاعف باشد، بنابراين در اسم منسوب به « حنيفه » بايد بگوئيم: حنفىّ.
و فعلىّ (بضمّ فاء و فتح عين و كسر لام) اسم منسوب به فعيله (بضمّ فاء و فتح عين) مىباشد لذا در اسم منسوب به « جهينه » بايد بگوئيم: جهنىّ.
قوله: نحو حىّ: يعنى زنده و طائفه.
قوله: من غير تغيير له: ضمير در « له » به حرف ثانى راجع است.
قوله: و اردده واوا: ضمير منصوبى در « اردده » به حرف ثانى راجع است.
قوله: ان يكن عنه قلب: ضمير در « يكن » به حرف ثانى و در « عنه » به واو راجع است.
قوله: مطلقا: چه منقلب از واو بوده و چه اصلى باشد.
قوله: و مثل ذا فى جمع تصحيح: مشار اليه « ذا » حذف مىباشد.
قوله: من اجرى زيدان علما مجرى سلمان: يعنى الف و نون را جزء كلمه قرار دهد.
قوله: علما مجرى غسلين: يعنى ياء و نون را جزء كلمه قرار دهد.
مؤلّف گويد:
كلمه « غسلين » يعنى خون و چرك و آب زردى كه از بدنهاى اهل جهنّم جارى است.
قوله: عريون: بكسر راء نام و علم براى شخصى است.
قوله: هبيّخ: بفتح هاء و با و تشديد ياء يعنى پسر چاق كه در اسم منسوب به آن مىگوئيم: هبيّخى.
قوله: مهيّيم: تصغير مهيام بروزن « مفعال » از هام يهيم يعنى متحيّر شدن.