المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢٠ - مبحث تصغير
هرمؤنّثى كه عارى از تاء تأنيث بوده و ثلاثى باشد همچون: سنّ را در وقت تصغير با تاء ختم كن.
شارح گويد:
مقصود مؤنّث معنوى است كه در لفظ از تاء عارى باشد همچون: سنّ كه در تصغيرش مىگوئيم: سنينة.
و مانند: يد كه در تصغيرش مىگوئيم: يديّة.
مصنّف گويد:
حكم مذكور مادامى است كه با تاء موجب حصول اشتباه نشود مانند: شجر و بقر و خمس.
شارح گويد:
منظور اينست كه حكم ياد شده يعنى آوردن « تاء » در تصغير مؤنّث معنوى زمانى است كه اين امر موجب اشتباه نشود، بنابراين اگر مؤنّث مزبور همچون: شجر و بقر و خمس كه از الفاظ عدد مؤنّث محسوب شده باشد ابدا تاء در تصغيرش ملحق به آن نمىشود زيرا اين الحاق در مثال اوّل و دوّم يعنى شجر و بقر موجب اشتباهشان به مفرد مىشود چه آنكه بسا با الحاق « تاء » به اسم جنس از آن مفرد اراده مىكنند همچون: شجرة (يك درخت) و بقره (يك گاو) كه در تصغيرشان مىگوئيم:
شجيرة (يك درخت كوچك) و بقيرة (يك گاو كوچك) حال اگر در تصغير « شجر » و « بقر » نيز كه اسم جنس هستند و در معنا مؤنّث محسوب مىشوند تاء آورده و بگوئيم:
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٤ ؛ ص١٩٢٠
يرة و بقيرة با تصغير مفرد اشتباه مىشود از اينرو لازمست در تصغير جنس از آوردن تاء احتراز نمائيم.
و در مثال سوّم يعنى: خمس كه از الفاظ عدد مؤنّث محسوب مىشود اگر تصغيرش را با تاء آورده و بگوئيم: خميسة با تصغير « خمسة » كه در عدد مذكر بكار مىرود به شرحى كه در مبحث اسماء عدد بيان كرديم اشتباه مىگردد.
مصنّف گويد:
شاذ و نادر است كه در مورد عدم اشتباه تاء را ترك كنند.
شارح گويد:
چنانچه در تصغير قوس (كمان) مىگويند قويس در حالى كه اگر آنرا با تاء آورده