المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٧٤ - مبحث ابدال
مصنّف گويد:
ولى اعلال اولى و بهتر است همچون « حيل ».
شارح گويد:
اين كلمه جمع « حيله » بوده كه در اصل « حوله » مىباشد لذا در جمعش دو وجه جايز است:
١- حيل كه عين الفعل آن اعلال شده.
٢- حول كه عين الفعلش اعلال نشده است.
سپس شارح گويد:
و از مواردى كه عين الفعل در جمع اعلال نشده بلكه صحيح آورده شده كلمه « حوج » است كه جمع حاجت مىباشد چه آنكه اصل حاجت، حوجة است و واو به الف قلب شده ولى در جمعش اعلال صورت نگرفته است.
متن: «٩٥٨»
|
و الواو لاما بعد فتح يا انقلب |
كالمعطيان يرضيان و وجب |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
الواو: مبتداء.
لاما: حال است از ضمير مستتر در « انقلب ».
بعد: مضاف، ظرف، متعلّق به « انقلب ».
فتح: مضاف اليه.
ياء: مفعول براى « انقلب ».
انقلب: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مزيد، باب انفعال، خبر براى « الواو ».
كالمعطيان: جارّ و مجرور، متعلّق به « استقرّ » ، خبر براى مبتداء محذوف.
يرضيان: معطوف به « المعطيان » بحذف عاطف.
واو: عاطفه.
وجب: فعل ماضى.